شعر با حرف ب برای مشاعره

0

به قیاس درنگنجی و به وصف درنیایی

متحیرم در اوصاف جمال و روی و زیبت

( سعدی )

بنده پیر مغانم که ز جهلم برهاند

پیر ما هر چه کند عین عنایت باشد

( حافظ )

برفت رونق بازار آفتاب و قمر

از آن که ره به دکان تو مشتری آموخت

( سعدی )

به خدا که پرده از روی چو آتشت برافکن

که به اتفاق بینی دل عالمی سپندت

( سعدی )

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.