دانلود کتاب احوال و آثار محمدبن جریر طبری

احوال و آثار محمد بن جریر طبری تالیف علی اکبر شهابی عنوان کتابی است به زبان فارسی که در سال ۱۳۱۴ ه-ش به رشته تحریر در آمده است.

کتاب احوال و آثار محمد بن جریر طبری مشتمل بر دو بخش است، در بخش اول زندگانی علمی، احوال و رفتار طبری بحث و در بخش دیگر، آثار و مؤلفات وی مورد تحقیق قرار گرفته است.

مولف با بیانی شیوا در تحریر این رساله بیشتر به مسائل اخلاقی، رفتار و روش طبری در تحصیل که مورد استفاده دانشجویان است پرداخته و از ذکر اختلافات و مناقشات درباره تاریخ تولد و وفات طبری خودداری کرده‌ است.

آنچه دربار زندگانی طبری نگارش یافته یا مستند بگفته خود طبری و شاگردان وی و یا به نقل از مورخان و نویسندگان معاصر اوست.

تاریخ طبری دارای مجلدات بسیاری بوده و مختصری از آن به دست ما رسیده است. به عقیده مسعودی «کتاب دارای محسنات زیادی برای پژوهندگان تاریخ و مؤلفش از فقها و پرهیزکاران زمان خود بوده است» تا جایی که دانشمندان اروپایی اهتمام به انتشار و استفاده از تاریخ طبری داشته‌اند.

کتاب احوال و آثار محمدبن جریر طبری

ترجمه فارسی‌ای از آن توسط ابوعلی بلعمی موجود می‌باشد البته ایشان گاهی خارج از مطالب کتاب، اخبار و تاویلات فلسفی و… به آن اضافه کرده‌اند. در جزء دوم تاریخ طبری بیشتر از پادشاهان ایرانی بحث شده از جمله مروزان فرمانده ایرانی و خسرو پرویز و انوشیروان.

مقدمه کتاب احوال و آثار محمد بن جریر طبری

بسیاری از مردمان تاریخ را همچون داستان و افسانه و شرح احوال و تراجم دانشمندان و بزرگان را مانند سرگذشت و قصه می انگارند و جز سرگرمی آنی و و حظ لذت موقتی فایده دیگر بران مترتب نمیدانند.

تا اندازه ای هم این عقیده نسبت به بیشتر تواریخ و تراجم احوال درست است زیرا نویسندگان تواریخ و تذکره های مذکور چون خود بخوبی پی بحقیقت تاریخ و فلسفه آن نبرده اند، ازینرو در نگارش قضایا و حوادث تاریخی و بیان شرح احوال بزرگان و دانشمندان نتوانسته اند نتایج و ثمره هائی را که باید از مجموعه حوادث تاریخی یا و سرگذشت زندگانی آنان بیرون آورند، در کاب خود بیاورند، در نتیجه اغلب کتب تاریخ و تذکره دارای مطالب خشک و کم فایده یا و مانند افسانه و قصه شده و ارزش حقیقی خود از را دست داده است.

این نقیصه و نارسائی ناشی از خود تاریخ و تاریخ ادبیات و تراجم احوال و شرح زندگانی بزرگان و دانشمندان – که قسمت سودمندتر و فصل پر و تر شیرین تر معنی تاریخ است – نمیباشد بلکه نقیصه مذکور نتیجه نارسائی اندیشه نویسندگان تاریخ و ناتمامی کتب آنان است وگرنه بیشک – چنانکه گفته اند – تاریخ آئینه عبرت است و چنانکه نویسنده این اوراق معتق د است: تاریخ ادبیات و شرح احوال و زندگانی بزرگان و دانشمندان و نوابغ گذشته راهنمای سعادت و سرمشق زندگانی علمی و عملی آیندگان است.

میگوئیم تاریخ آئینه عبرت است زیرا تاریخ آئینه ایست صافی و شفاف و حقایق نما که نیکی ها و زشتی های مردمان پیشین در آن نمایان است. ترقی و انحطاط ملل و امم گذشته در آن هویدا و عدالت و ستمکاری پادشاهان، امرا و فرمانروایان گذشته در آن آشکار و روشن است. علل و اسباب هر یک از امور مذکوره بر نیز مرد هوشیار و خردمند از زوایا و خلال حوادث و قضایای تاریخی کاملا پدیدار و راه وصول بخوشبختی و کامیابی و طریق اجتناب از و شر بدی بروی آشکار میشود.

حوادث و اموری که پیوسته و مسلسل از آغاز پیدایش جهان تا فرجام از آن کارخانه عظیم این چرخ گردنده سرمیزند، متشابه و مانند یک دیگر هستند در و حقیقت امور جاری جهان جز مکررات چیز دیگری نیست و ازینرو در اصطلاح فارسی برای تعبیر ازین حقیقت بهترین تعبیر یعنی کلمه ( چرخ دوار) استعاره شده است.

بنابرین مرد خردمند و فرزانه میتواند از مطالعه کتب تاریخ و بدست آوردن علل و اسباب حوادث و قضایای تاریخی و راه روش زندگی خود را منظم کند و خوشبختی و کامیابی را بدست آورد چه آنکه زندگی خصوصی وی مشابه و مانند زندگانی هزاران از تن مردمانی است که خود آنان یا و د هزاران سال است از که میان رفته و اعمال و رفتار و وضع و روش زندگی و علل سعادت و شقاوت آنان در صفحات تاریخ ضبط شده و برای عبرت آیندگان بیادگار مانده است.

هم چنین ملل و امم حاضر میتوانند از مطالعه تاریخ ملل و اقوام گذشته بموجبات ترقی و انحطاط آنان کاملا پی ببرند. چنانکه فی المثل در صفحات تاریخ ملل باستان خواننده گاهی از جهانگشائی و جهانداری پادشاهان و ترقیات علمی و اقتصادی و آسایش مردمان ایران و روم قدیم دچار اعجاب و شگفتی میشود و زمان از ی شکستهای در پی از و پی دست دادن قطعات کشور و شیوع و فقر جهالت و هرج و مرج در میان مردمان همان کشورها دستخوش اندوه و تأثر میگردد .

آیا آن همه پیشرفت و ترقی در چندین قرن باز و آن همه انحطاط و بدبختی در قرون دیگر در یک کشور در و میان یک گروه از افراد بشر فقط نتیجه تصادف و اتفاق بوده است؟ قطعا مرد خردمند و آگاه باین سؤال جواب منفی میدهد و هیچ عاقلی امور این جهان و تعالی و انحطاط افراد و ملل را ناشی از بخت و اتفاق نمیداند و برای هر معلول و اثری علت و مؤثر را آن جویا میشود.

چنانکه مثلا علل و اسباب ترقی و تعالی ایران و روم قدیم که مورد مثال بودند در یک زمان و انحطاط و عقب افتادگی دو آن کشور در زمان دیگر کاملا بر کسیکه از روی بینش و بصیرت تاریخ قدیم دو آن کشور را مطالعه کند روشن میشود . هنگامی که مردمان کشوری پیروی از عقل و حقیقت کنند و کار کردن و درست بودن و راست گفتن شعار آنان باشد و پادشاهان و فرماندهان و بزرگان دادگستر و غمخوار مردمان باشند و مردمان نیز سنن و اصول دینی و قوانین و آداب مدنی را محترم و واجب الاطاعه بدانند و فرماندهان و فرمانبران همه با هم بفکر آبادی کشور و ترقی امور اجتماعی باشند بیشک نتیجه آن پیشرفت و تعالی در همه شئون خواهد بود و هر گاه مردمان کشوری اسیر شهوات و دچار فقر علمی و اخلاقی شوند و دروغ و رشوه خواری و نادرستی و خیانتکاری و جاسوسی در میان آنان رواج یابد و عدالت اجتماعی و رعایت قوانین مذهبی و مدنی از میان برود قطعا آن ملت دچار انحطاط و شکست میشود و اگر علل مزبور قوت و دوام گیرد ممکن است آن ملت بکلی منقرض گردد و وجودش از صحیفه روزگار محو شود. چنانکه اغلب ملل و اممی که منقرض شده اند مقدمات و موجبات انقراض شیوع فساد و بیدینی در میان آنان بوده است .

منتسکیو در کتاب « علل عظمت و انحطاط روم قدیم » درین موضوع بسط سخن داده و بزرگترین عامل ضعف و انحطاط قومی را رواج فساد اخلاق در میان آنان دانسته است.

با ذکر مقدمه فوق روشن میشود که تعبیر « آئینه عبرت » برای تاریخ تعبیری است صحیح و موافق واقع و حقیقت بشرط آنکه نویسنده تاریخ در نگارش قضایا و حوادث تاریخی جنبه امانت و بیطرفی را حفظ کند و خواننده بتواند حقائق از را خلال مطالب بیرون آورد و نتایج از را مقدمات دریافت کند و آن گاه علل و اسباب خوشبختی و بدبختی، بلندی و پستی، و غنا فقر، و علم جهل و هزاران امثال اینها را در که مردمان گذشته میبیند بر زندگانی دخو تطبیق کند تا ببهره و حظ وافر از مطالعه تاریخ برسد. یعنی از علل و موجبات بدی و بدبختی دوری جوید و دنبال علل و اسباب خوشبختی و فیروزی و کامیابی تا رود شاهد مقصود در را آغوش گیرد .

فایده بیشتر و نفع از تر عمومی آن قسمت تاریخ حاصل میشود که مخصوص شرح احوال جزئیات زندگانی یک طبقه از بزرگان گذشته ( دانشمند، فلاسفه، شعرا، نویسندگان، هنرمندان و غیر آنان ) میباشد .

زیرا در این قسمت از تاریخ نظر خواننده از آغاز امر معطوف گزارش احوال و آثار و روش زندگانی علمی و عادی یک از تن افراد نامی و بزرگ جهان است و احتیاج ندارد که علل و اسباب خوشبختی و بدبختی، پیشرفت و عقب افتادگی از را خلال و زوایای تاریخ بیرن کشد. (چنانکه در تاریخ عمومی این احتیاج وجود دارد ).

این قسمت از تاریخ جزئی از تاریخ ادبیات است که قدمای ما را آن تذکره و ترجمه احوال مینامیده اند . گفتیم استفاده از نتایج تاریخی درین قسمت بیشتر و کاملتر است زیرا اگر انسان بدقت از و روی فهم و بصیرت فصول پر معنی و شیرین را آن بخواند و مطالب در را آن حافظه بسپارد بر و آن شود که رفتار و روش بزرگان و دانشمندانی را که و نام شرح احوال آنان درین فصل از تاریخ نگارش یافته است، سرمشق خود قرار دهد، البته بدرجه ای نظیر و مشابه درجات علمی و فنی آنان نایل خواهد شد . چه آنکه بعقیده نویسنده این اوراق وصول ابو علی سیناها، فارابیها، ابوریحانها، طبریها، غزالیها، خواجه نصیرها بدان مقامات شامخه علمی نه تنها در نتیجه هوش و استعداد خدادادی بوده بلکه بیشتر معلول و راه روش خاصی بوده است که در زندگانی علمی خود انتخاب کرده بودند.

شکی نیست که هر کس این و راه روش در زندگانی خود را انتخاب کند در و زمان فرا گرفتن دانش و هنر آسایش و تن آسائی از را خود و دور کوشش و مراقبت در کار تحصیل را عادت خود قرار دهد، کم و بیش از نتایج سودمند آن برخوردار میشود و مانند بزرگان علمی و هنری گذشته بمقامات عالی میرسد .

در شرح حال و زندگانی حکیم و دانشمند نامی شرق یعنی شیخ الرئیس ابو علی سینا میخوانیم که ببلندترین درجات علمی رسید و کتب گوناگون در علوم مختلف تألیف کرد و شهرت دانش او جهانگیر شد چنانکه پس از هزار سال هنوز آثار علمی او مورد بحث و تحقیق و استفاده اهل دانش میباشد.

شاید در آغاز امر عده ای چنان گمان کنند که تنها هوش و استعداد خدادادی بو علی علت اصلی رسیدن وی بدان درجه از حکمت و دانش بوده است ولی اگر صفحه دیگر از تاریخ زندگانی را او بدقت مطالعه کنند و ببینند که بوعلی در زمان کسب علوم چگونه زحمت میکشیده و شبها تا را صبح بیدار بوده و چنانکه خودش میگوید برای فهمیدن عقیده ارسطو در باره نفس کتاب او را صد بار تا به آخر مطالعه کرده است و یا برای تحقیق فلان مسئله علمی چه اندازه رنج سفر کشیده و چه راه های درازی پیموده تا استاد و دانشمندی یافته است،

آن وقت متوجه میشوند که تنها استعداد طبیعی و هوش و ذوق خدادادی را او بدان درجه علمی نرسانده است بلکه چگونگی دوران تحصیل و کوشش و زحمتی در که راه فرا گرفتن علوم از خود نشان داده، تأثیر فراوانی در رسیدن بدان مقام داشته است .

در شرح زندگانی عالم و مورخ و فقیه بزرگ محمد بن جریر طبری میخوانیم که شاگردانش پس از مرگ استاد ایام زندگانی از را او هنگام بلوغ ( ۱۵ سالگی تا) زمان مرگ در( ۸۶ سالگی) حساب کردند و آن گاه صفحات و اوراق مصنفات و مؤلفاتش ذا بر شمردند و بر مدت عمرش تقسیم کردند بهر روز چهارده ورق رسید !! بسیار تعجب میکنیم که چگونه یک تن توفیق نوشتن این همه کتب – آن هم کتب علمی و تاریخ که هر یک در نوع خود بی نظیر است – یافته است.

میخوانیم که یکی از دانشمندان در حق طبری میگوید «: بر روی صفحه پهناور زمین مردی دانشمندتر از پسر جریر نشان ندارم ».

باز هم شاید گمان کنیم که تنها علت پیروزی و کامیابی طبری در رسیدن بمقامات عالیه علمی هوش و استعداد خدادادی باشد ولی اگر شرح زندگانی علمی و کیفیت مسافرتهای و دور دراز را او برای فرا گرفتن مسائل علمی و حتی یک خبر و یک روایت بدقت مطالعه کنیم خواهیم فهمید که و راه روش تحصیلی طبری را بدان مقام رسانده است و هر کس در زندگانی تحصیلی چنان روشی اتخاذ کند بمقامی نظیر مقام طبری در علم خواهد رسید .

نویسنده این اوراق نیز مانند بیشتر از مردم تا مدتها برین عقیده بود که تنها علت رسیدن مردمان نامی و بزرگ دنیا بدرجات شامخ علمی و هنری همانا هوش و استعداد اضافی آنان نسبت بدیگران بوده است. ولی پس از تحقیق و مطالعه در احوال و زندگانی تحصیلی و علمی دانشمندان و آگاهی یافتن از چگونگی راه و روش آنان در دوران دانش اندوزی پی بردم که گمانم درین موضوع بر خطا و اندیشه ام نادرست بوده است.

زیرا با اذعان این حقیقت تا که اندازه ای هوش و استعداد طبیعی مردمان دخالت در پیشرفت آنان دارد معهذا باید قبول کنیم که آنچه بیشتر مؤثر است و راه روش خاصی است که مردمان در راه کسب علوم و آداب و صنایع برای خود انتخاب میکنند .

از کسانیکه بهترین روش و اسلوب در زندگانی خود را اختیار کرده در و تمام شئون زندگی از آن پیروی مینموده است محمد بن جریر طبری است که یکی از ستارگان درخشان آسمان دانش و فرهنگ ایران و یکی از مردان بزرگ اسلام و نوابغ روزگار شمرده میشود، ازینرو نگارنده این سطور بران شد که رساله ای در احوال و اخلاق و سیرت و روش تحصیلی و آثار و مؤلفات گرانبها و نفیس وی فراهم آورد تا هم کمکی بشناساندن این دانشمند و مورخ بزرگ ایرانی شود و هم کیفیت و روش تحصیلی او برای طلاب علوم و دانشجویان سرمشق قرار گیرد .

این رساله شامل دو بخش است در که یکی از زندگانی علمی و احوال و رفتار طبری بحث شده در و دیگری آثار و مؤلفات وی مورد تحقیق قرار گرفته است.

در نوشتن این رساله بیشتر باخلاق و رفتار و روش طبری در تحصیل که مورد استفاده دانشجویان است پرداخته شده از و ذکر اختلافات و مناقشات لاطائل در باره و روز و ماه سال تولد و وفات – که متداول برخی از نویسندگان است – خودداری شده است .

آنچه در باره زندگانی طبری نگارش یافته است یا مستند بگفته خود طبری و شاگرد و وی یا نقل از مورخان و نویسندگان نزدیک بزمان او میباشد .

امید است این رساله کوچک مورد استفاده اهل دانش قرار گیرد و اگر لغزش و اشتباهی در آن دیده شود مورد و عفو اغماش قرار گیرد از. خداوند توفیق در ادامه اینگونه خدمات علمی را خواهانم.
تهران شهریور ماه ۱۳۱۴
علی اکبر شهابی

دانلود کتاب احوال و آثار محمدبن جریر طبری با حجم ۱ مگابایت :  لینک دانلود

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

83 − = 75