آمدم تا دل ببازم عشق خود را زنده سازم | تجدید عهد با صدای الهه و عارف

آمدی تا بار دیگر

قصه ی دل گیرم از سر

رنج من گردد فزونتر

آمدم تا دل ببازم

عشق خود را زنده سازم

جان من از شکوه بگذر

آمدم آشفته سر

گفتم به دل کای فتنه گر

ایام غم دیگر گذشته

قصد آزار مرا داری اگر بگذر ز من

زیرا که آب از سر گذشته

آمدی تا زنده گردد

خاطرات عشق دیرین

بهر تجدید مودت

گو چه باشد بهتر از این

افتد آخر بر زبان ها

راز دلهای شکسته

تا ابد باقی نماند

می به مینای شکسته

به که از حالم نپرسی

از مه و سالم نپرسی

از سخن گفتن چه حاصل

من اسیر سرنوشتم

روی تو باشد بهشتم

بگذر از آزردن دل

آمدی تا بار دیگر قصه ی دل گیرم از الهه و عارف

آمدم آشفته سر گفتم به دل که ای فتنه گر

ایام غم دیگر گذشته

قصد آزار مرا داری اگر بگذر ز من

زیرا که آب از سر گذشته

این دو روز زندگانی

این همه غوغا ندارد

تا به کی نالم ز دنیا

فتنه دارد یا ندارد؟

افتد آخر بر زبان ها راز دل های شکسته

تا ابد باقی نماند می به مینای شکسته

این دو روز زندگانی این همه غوغا ندارد

تا به کی نالم ز دنیا فتنه دارد یا ندارد؟

افتد آخر بر زبانها راز دلهای شکسته

تا ابد باقی نماند می به مینای شکسته

دانلود ترانه آمدی تا بار دیگر از الهه و عارف با حجم ۵ مگابایت: دانلود

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

61 − 58 =