جملات فلسفی از سقراط

سقراط فیلسوف یونانی اهل آتن و یکی از بنیانگذاران فلسفهٔ غرب بود.

سقراط نخستین فیلسوف از فیلسوفان بزرگ سه‌گانه یونانی ( سقراط ، افلاطون و ارسطو ) است.

سقراط هیچ‌گاه اقدام به نگارش اندیشه‌هایش نکرد.

تقریباً هر آنچه امروزه ما از سقراط می‌دانیم، از طریق مشهورترین شاگردش، افلاطون به دست ما رسیده‌است.

افلاطون در رساله‌های آپولوژی، کریتون و فایدون به شرح زندگی و محاکمهٔ استادش سقراط پرداخته‌است.

در رساله‌های دیگر افلاطون نیز، افکار سقراط تشریح شده‌اند؛ با این وجود تفکیک افکار سقراط از افکار افلاطون دشوار است.

جملات فلسفی سقراط

جملات فلسفی و سیاسی ارسطو

 

بدترین نفرت ، گاهی از عشقی عمیق نشات می گیرد.

 

مورد ستم قرار‌گرفتن، بهتر از ستم‌کاربودن است.

 

مراقب بی ثمری زندگی پرمشغله باشید.

 

آنقدر بر مال دنیا حریص مباش که از مفقود شدنش اندوهناک شوی.

 

در هرحال به‌این امر واقفم که صاحب علم نیستم، نه علم بزرگ و نه کوچک.

 

اثر حکمت آنگاه در شخص حکیم ظاهر شود که خویشتن را حقیر و ناچیز شمارد.

 

می‌توان چنین گفت که هیچ‌کدام از ما دونفر، درباره یک موضوع ِ خوب و پاکیزه، هیچ اطلاعی نداریم، اما این یکی فکر می‌کند که می‌داند ولی درواقع چیزی نمی‌داند.

اما من که به‌اندازه او ناآگاهم، چنین فکری ندارم، پس می‌توان چنین نتیجه گرفت که من کمی داناتر از او هستم زیرا چیزی را که نمی‌دانم، فکر نمی‌کنم که می‌دانم.

 

ازدواج کنید،اگر زن خوبی نصیبتان شد خوشبخت می‌شوید و اگر زن بد‌اخلاقی نصیبتان شد فیلسوف می‌شوید.

 

اگر خاموش باشی تا دیگران به‌سخنت آورند بهتر از این است که در حال سخن‌گفتن دیگران خاموشت کنند.

 

با نادان تواضع کردن هم‌چنان است که حنظل را آب دادن، چندان که آب بیشتر یابد، بار تلخ‌تر دهد.

 

عشق تنها مرضی است که بیمار از آن لذت می‌برد.

 

مرد کامل آن است که دشمنان از او در امان زیست کنند نه‌آن که دوستان از او در هراس باشند.

 

می‌توانی هر آرزویی را که بخواهی داشته باشی، ولی انتظار برآورده شدن همهٔ آنها را نداشته باش.

 

نزدیک ترین چیزها مرگ، و دورترین چیزها آرزو است.

 

زمان خود را به بهتر کردن خود با مطالعه نوشته های دیگران اختصاص دهید. بنابراین شما به سادگی آنچه را بدست می آورید که دیگران سخت برای آن زحمت کشیده اند.

 

بهترین راه زندگی شرافتمندانه این است که به همان کسی که تظاهر میکنیم تبدیل شویم.

 

شاهان هخامنشی برای دلگرمی و سپاسگزاری از کشاورزان، به هرکس که زمین را آباد می‌کرد آن زمین را تا پنج سال به او می‌دادند. آن کشاورز می‌بایست زمین را زه‌کشی و جوی‌های آب برای آن بکشد.

 

هنگام به خاک سپردنم بگویید این که زیر خاک می‌کنیم تن سقراط است‌،نه خود او.

سقراط

محاکمه و مرگ سقراط

در سال ۳۹۹ پیش از میلاد، نزدیک به دو هزار و پانصد سال پیش در دادگاهی قانونی، در حضور یک هیئت منصفه سقراط به اعدام محکوم شد.

جرم وی «فاسد کردن جوانان» و «بی‌اعتقادی به خدایان» بود.

بر اساس آنچه افلاطون که خود در جلسهٔ دادگاه حاضر بوده، در رسالهٔ آپولوژی نوشته‌است؛ در ابتدا اتهام سقراط به او فهمانده می‌شود و سپس سقراط در مقام دفاع از خود برمی‌آید.

او منکر آن است که جوانان را فاسد کرده باشد.

سقراط شرح می‌دهد که نه تنها عموم مردم بلکه معبد دلفی او را داناترین افراد بشر دانسته، در حالی که تنها علمی که او دارد؛ علم به جهل خویشتن و ناچیزی علم بشر در برابر علم خداست.

سقراط می‌گوید که او منکر خدایان آتن است، خود به خدایی یگانه باور دارد. او تعلیم فلسفه را وظیفه‌ای می‌داند که از سوی خدا به او محوّل شده و او اطاعت خدا را بر اطاعت مردم ترجیح می‌دهد.

پس از پایان این خطابه، قضات حکم به سرکشیدن جام زهر صادر می‌کنند، و سقراط خطابه‌ای نهایی ایراد می‌کند که در آن بیش از پیش، از اعتقادش به زندگی پس از مرگ سخن می‌گوید.

در نهایت، در حالی که شاگردانش پیشنهاد فرار به او می‌دهند، او مرگ را به فرار ترجیح می‌دهد.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

8 + 2 =