جملات فلسفی ارسطو

ارسطو از فیلسوفان شهیر یونان باستان بود. او یکی از مهم‌ترین فیلسوفان غربی به حساب می‌آید.

ارسطو سومین فیلسوف از فیلسوفان بزرگ سه‌گانه یونانی ( سقراط ، افلاطون و ارسطو ) است.

در هجده سالگی به آکادمی افلاطون راه یافت و به مدت بیست سال در مکتب افلاطون کسب دانش کرد، وی به سرعت چنان پیشرفتی در علوم نظری کرد که افلاطون به وی لقب عقل داد.

او به مدت ۴ سال ، آموزگار اسکندر مقدونی بود.

نوشته‌های ارسطو در زمینه‌ها و رشته‌های گوناگون از جمله فیزیک، متافیزیک، شعر، زیست‌شناسی، منطق، علم بیان، سیاست، دولت و اخلاق بوده‌اند.

ارسطو به همراه سقراط و افلاطون از تأثیر گذارترین و بزرگترین فیلسوفان یونان باستان بوده‌ اند ، بدین سبب بوده که ارسطو لقب معلم اول را داراست.

همچنین در خصوص تعریف فلسفه از دیدگاه او ؛ ارسطو فلسفه را به‌عنوان «دانش هستی» تعریف می‌کرد.

جملات فلسفی ارسطو

جملات فلسفی و سیاسی ارسطو

 

فراموش نکن که همراهی مردم، راهی برای کامیابی است؛ حال آنکه خُلق و خوی استبدادی به جای همراهی، انزوا در بر دارد.

 

ما جنگ می‌کنیم برای اینکه بتوانیم در صلح زندگی کنیم.

 

انسان مدنی‌الطبع است.

 

بر نفس خود حکمرانی کن و تنها بندهٔ وجدان خویش باش.

 

تمایلات خود را در میان دو دیوار محکم اراده و عقل حبس کنید.

 

چشم ارباب، اسب را فربه می‌کند.

 

دوست همه‌کس دوست هیچ‌کس نیست.

 

روی‌گردانی از صحبت کسی که با همدلی با تو رغبت کند، از بی‌همتی است.

 

شادمانی عبارت است از پروراندن عالیترین صفات و خصایص انسانی.

 

شادی بزرگترین و والاترین هدف‌های انسانی است.

 

عشق حواس را از دیدن عیوب منع می‌کند.

 

فضیلت انسان در نگه داشتن حد وسط میان افراط و تفریط است.

 

کارهای تکراری ما نشان دهنده شخصیت ماست.

 

هیچی‌چیز مانند احسان انسان را سیر نمی‌کند.

 

از یک پرستو بهار نشود و روز پدیدار نگردد؛ همچنین در یک روز و زمانی کوتاه کسی خوشبخت و آمرزیده نشود.

 

جاه‌طلبان، نسبت به کسانی که از بلندپروازی بیزارند، به حسادت نزدیک‌ترند.

 

تغییر و تنوع شیرین‌ترین چیزهاست، همان‌گونه که شاعر می‌گوید.

 

مرد کامل خود را بی جهت به خطر نمی‌اندازد، زیرا اشیایی که واقعأ نظر او را جلب می‌کند خیلی کم است؛

ولی در مواقع سخت برای فداکردن جان خود نیز حاضر است، زیرا می‌داند که حیات تحت شرایط معینی باارزش است.

 

سرشت انسان‌ها تشنه آموختن است.

 

مرد کامل حاضر است که به مردم خدمت کند ولی از احسان و خدمت دیگران شرمگین است، زیرا خدمت و احسان به دیگران نشانه برتری، و قبول احسان علامت زیردستی است.

 

کل، بیشتر از جمع اجزاء خویش است.

 

صدای حاد و بلند و گام‌های تند مال کسی است که به اشیاء زیاد توجه دارد.

 

مرد فاضل و کامل بهترین رفیق خویش است و از تنهایی لذت می‌برد؛ همچنان‌که شخص عاری از فضایل و کمالات دشمن خویش است و از تنهایی در وحشت می‌ماند.

 

اگر مردم همه باهم دوست شدند عدالت لازم نخواهد بود؛ ولی اگر مردم همه عادل شدند باز از دوستی بی‌نیاز نخواهند شد.

 

عاقل آنچه می‌داند نمی‌گوید، ولی آنچه را که می‌گوید می‌داند.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

+ 6 = 12