جملات فلسفی از مارکس

کارل مارکس متفکر انقلابی، فیلسوف، جامعه‌شناس، تاریخدان، اقتصاددان آلمانی و از تأثیرگذارترین اندیشمندان تمام اعصار است.

او به همراه فردریش انگلس، مانیفست کمونیست را که مشهورترین رسالهٔ تاریخ جنبش سوسیالیستی است منتشر کرده‌است.

مارکس همچنین مؤلّف «سرمایه» مهم‌ترین کتاب این جنبش است. این آثار به‌همراه سایر تألیفات او و انگلس، بنیان و جوهرهٔ اصلی تفکّر مارکسیسم را تشکیل می‌دهد.

«تاریخ همهٔ جوامع تا کنون، تاریخ مبارزهٔ طبقاتی بوده‌است.» از جمله مشهورترین جملات کارل مارکس دربارهٔ تاریخ است که در خط اوّل مانیفست کمونیست خلاصه شده‌است.

جملات فلسفی از کارل مارکس

جملات فلسفی سیاسی از کارل مارکس

 

آزادی از جمله تجملاتی است که هرکسی توان کسب آن را ندارد.

 

اتحاد آن‌هایی که فکر می‌کنند و لذا رنج می‌برند و آن‌هایی که رنج می‌برند و لذا فکر می‌کنند، شرط دگرگون‌سازی جهان است.

 

بزرگان تنها از آن رو بزرگ بنظر می‌رسند که ما (جلو آن‌ها) زانو زده‌ایم، پس بگذار برخیزیم

 

زیباترین چیز برای انسان زندگی است. زندگی فقط یک‌بار به او داده می‌شود، پس باید آن را چنان گذراند که سال‌های به هدررفته عمر، موجب عذابی دردناک نگردد و بر پیشانی داغ رسوایی نزند و تا به هنگام بدرود زندگی بتوانیم بگوییم که همه اوقاتم صرف زیباترین چیزهای جهان، صرف مبارزه در راه رهایی بشریت بوده است. چون تصادف یا حادثه‌ای تراژیک می‌تواند رشته آن را بگسلد.

 

اگر انسان در جسم خود فانی، در عمل تاریخی خود، باقی است.

 

هگل در جایی می‌گوید همه وقایع و شخصیت‌های بزرگ تاریخ جهان از نو به شکلی ظاهر می‌شوند. وی فراموش کرده اضافه کند: بار اول به صورت تراژدی و بار دوم به صورت کمدی.

 

تنها یک رابطهٔ اجتماعی معین بینِ انسان‌ها است که در چشمِ آن‌ها، شکلِ فانتزیِ رابطهٔ بینِ اشیا را به خود می‌گیرد.

 

ایدئولوژی تاریخی ندارد.

 

تمامی مناسبات ثابت و منجمد شده، همراه با زنجیره تعصبات و باورهای باستانی و قابل احترام آن‌ها از میان می‌روند و تمامی نسبت‌های نوپدید پیش از آنکه شکل پیدا کنند خصیصه‌ای باستانی به خود می‌گیرند. هرآنچه سخت و استوار است دود می‌شود و به هوا می‌رود، هرآنچه مقدس است دنیوی می‌گردد و انسان‌ها در نهایت ناگزیر می‌شوند تا با شرایط واقعی زندگی و مناسبات خود با همنوعانشان، رو در رو شوند.

 

اگر فرصتی دست دهد، حوصله خواهم‌داشت که در دو یا سه‌صفحه، روش عقلانی که هگل کشف کرده و بلافاصله آن را به عرفان آلوده‌است، برای درک عامه، به صورت قابل استفاده‌ای ارایه دهم.

 

این شهوت سیری‌ناپذیر سودجویی و این اشتیاق مداوم به صرافی، خصلتی است مشترک بین سرمایه‌دار و کسی که نقدینه‌اش را زیر لحاف پنهان داشته‌است، ضمن این‌که، ذخیره کننده، سرمایه‌دار ابله‌است و سرمایه‌دار، ذخیره‌کننده عاقل.

 

شبحی برفراز اروپا به حرکت درآمده‌است، شبح کمونیسم.

 

فلاسفه فقط به زعم خود جهان را تعبیر کرده‌اند؛ مسئله، دگرگونی آن است.

 

مَثلِ پس از ما گو جهان را آب گیرد!، شعار هر فرد و هر ملت سرمایه‌دار است.

 

مذهب، آهِ شکسته در گلوی محرومان رنج‌دیده و ریشخند دنیای سنگ‌دلی است که زائیدهٔ روح بی‌جان شرایط اجتماعی می‌باشد. دین افیون ملت‌هاست.

 

نسبت بین فلسفه و آموختن جهان حقیقی، مانند نسبت بین استمناء و همخوابگی است.

 

نقاب اخلاقی – اقتصادی سرمایه‌داران تا زمانی چهرهٔ واقعی آنها را از دیگران می‌پوشاند که پولشان بدون وقفه به عنوان سرمایه کارایی داشته باشد.

 

هیچ‌کس مخالف آزادی نیست؛ حداکثر مخالف آزادی دیگران است.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

73 − 71 =