جملات فلسفی سیاسی جان لاک

جان لاک از فیلسوفان سده ۱۷ میلادی انگلستان بود که به‌طور گسترده به عنوان پدر لیبرالیسم کلاسیک شناخته می‌شود.

لاک از مهم‌ترین شارحان نظریه قرارداد اجتماعی و پیروان مکتب تجربه‌گرایی است. نظرات او بر پیشرفت شناخت‌شناسی و فلسفه سیاسی مؤثر بود.

جان لاک از تأثیرگذارترین اندیشمندان عصر روشنگری شمرده می‌شود. نوشته‌های او بر ولتر و ژان ژاک روسو، بسیاری از اندیشوران اسکاتلندی و انقلابیون آمریکائی اثرگذار بود. این تأثیر را می‌توان در اعلامیه استقلال ایالات متحده آمریکا مشاهده کرد.

فرضیه لاک در مورد ذهن معمولاً خاستگاه تصورات امروزی در مورد آگاهی و خود شمرده می‌شود.

فرضیه‌ای که در آثار فیلسوفانی چون دیوید هیوم، ژان ژاک روسو و ایمانوئل کانت برجستگی می‌یابد. جان لاک نخستین فیلسوفی بود که «خود» را از طریق استمرار «هوشیاری» تعریف کرد.

او معتقد بود که انسان‌ها چون لوح پاک و دست‌نخورده و تهی از دانش زاده می‌شوند و هیچ دانسته درونی و ذاتی ندارند بلکه هر آنچه می‌دانند از راه مشاهده (تجربه) به دست می‌آید.

جملات فلسفی جان لاک

جملات فلسفی جان لاک

 

آزادی مطلق، آزادی حقیقی و درست، آزادی بی‌طرفانه و مساوات، چیزی است که ما بدان محتاجیم.

 

دانایی بشر نمی‌تواند از محدودهٔ تجارب وی فراتر رود.

 

هرجا که قانون متوقف شود جباریت آغاز می‌شود.

 

کارکردن، صرفأ به خاطر کار، مغایر با سرشت انسانی است.

 

هیچ‌چیز به لطافت تمثیل بر ژرفنای ذهن آدمی تأثیرگذار نیست.

 

کسانی که وجود یک آفریدگار را نفی می‌کنند، نباید مورد مدارا قرارگیرند، زیرا وعده‌ها، پیمان‌ها و سوگندهایی که رشتهٔ پیوند جامعهٔ بشری هستند، هیچ اعتباری برای یک خداناباور نداشته، کنارگذاشتن خدا حتی در ذهن، همهٔ آن‌ها را باطل می‌کند. افزون بر این، کسانی که با خداناباوری خود با هر گونه دینی مبارزه کرده، قصد نابودی آن را دارند، نمی‌توانند مدعی حق مدارا باشند.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

+ 44 = 49