اصغر قاتل را می شناسید؟!

علی اصغر بروجردی معروف به اصغر قاتل اولین قاتل زنجیره‌ای ایران است.

اواسط سال ۱۳۱۲ تا اوایل سال ۱۳۱۳ اتفاقات عجیب و غریبی در ایران رخ داد.

از اخبار مهم آن روزگاران می توان به سیل اصفهان در نزدیکی های نوروز ۱۳۱۳ اشاره کرد که خانه های اطراف زاینده رود را ویران کرد. از سوی دیگر خبر برگزاری انتخابات اتاق تجارت برای بازرگانان جالب توجه بود و خبر مهم دیگر، افتتاح مریض خانه گوهر شاد به همت دکتر محمد و دکتر محمود حسابی بود.

در نزدیکی های نوروز ۱۳۱۳ خبری هم منتشر شد که رنگ و بوی فرهنگی داشت. اکتشاف لوح های قدیمی در تخت جمشید که به گفته علی اصغر حکمت، بزرگترین سند مالکیت نیاکان ما بر آسیای مرکزی و غربی است. تلاش برای حفظ زبان ملی و احتراز از به کاربردن لغات خارجی، از بحث های فرهنگی آن روزها بوده است.

در این بین، مردم ایران  ، یکی از مخوف ترین خبرهای چند سال اخیر را می شنوند و در بهت فرو می روند. علی اصغر بروجردی، قاتل ۳۳ نفر دستگیر شد. از اواسط دی ماه سال ۱۳۱۲ خبر چند فقره قتل کودک در اطراف تهران در شهر می پیچد و با همه تلاش تامینات، سرنخی از عامل جنایت به دست نمی آید.
کمی بعد، جسد کودکان دیگری در گوشه کنار شهر پیدا شد که سرشان از بدن جدا شده بود.

انتشار این خبر موجب رعب و وحشت اهالی مناطق جنوب تهران شد. بالاخره چند روز مانده به عید، اعلام شد قاتل یک هفته است که به دام افتاده است.

خبر آنقدر مهم بود که ساعت یک بعد از ظهر همان روز، روزنامه اطلاعات شماره فوق العاده ای به بهای ۴ شاهی منشر کرد که قاتل را در حال فروش بامیه نشان می داد.

طبق اعتراف این جانی در تهران ۸ کودک و نوجوان پسر و در عراق نیز ۲۵ کودک را فریفته و به قتل رسانده است.

علی اصغر در خانواده‌ای بزرگ شد که سابقه دزدی و قتل و بدنامی داشت. پدربزرگ وی زلفعلی راهزن بود و در منطقه بروجرد، ملایر و عراق (اراک) اقدام به چپاول کاروانها می‌کرد که گاه منجر به کشته شدن کاروانیان نیز می‌شد.

پدر علی‌اصغر، علی‌میرزا نام داشت که دزد و قاتلی بنام بود. علی میرزا از راهزنان و جنایتکاران معروف دوران بود بگونه‌ای که مشهور است او بیش از ۴۰ مسافر و عابر را با دست خود به قتل رساند.

بدنامی وی و تحت تعقیب بودنش وی را مجبور کرد که به بغداد مهاجرت کند و زن و فرزندان خود را نیز به همراه خود ببرد.

همچنین ذکر شده که علی میرزا از راهزنان معروف راه مشهد بود که به دست فوج قزاق در ایران به قتل رسید و بعدها زن وی همراه با فرزندانش به بغداد رفتند.

علی‌اصغر به سال ۱۲۷۲ خورشیدی در بروجرد به دنیا آمد اما محل تولد وی محله عودلاجان تهران نیز ذکر شده است.

وی دو برادر با نام‌های رضا و تقی و یک خواهر داشته‌است.

علی اصغر از مادرش شنیده بود که پدرش علی میرزا، سرباز بوده و در یکی از جنگ‌ها کشته شده‌است. خانواده علی اصغر به بهانه زیارت کربلا به عراق می‌روند و در بغداد ساکن می‌شوند.

یکی از برادران علی اصغر در بغداد قهوه‌خانه‌ای برپا می‌کند و علی اصغر هم ابتدا نزد برادرش مشغول به کار می‌شود. وی بعدها به فروش آجیل و تنقلات به کودکان و دانش آموزان پرداخت و از همین راه به اغفال آنان دست زد.

جنایات اصغر قاتل در عراق

علی اصغر با فروش تنقلات به کودکان و نوجوانان با آنان طرح دوستی می‌ریخت و کم‌کم با وعده‌هایی آن‌ها را به خلوتی می‌کشید و به آنان تجاوز می‌کرد یا آن‌ها را مورد اذیت و آزار قرار می‌داد.

نخستین بار در سن ۱۴ سالگی به علت اذیت و آزار کودکان در بغداد دستگیر شد و به زندان افتاد. اما کمی سن وی باعث شد تا خطر وی جدی گرفته نشود با رضایت والدین کودکان آزاد شود.

وی مجدداً به فروش آجیل و تنقلات به کودکان مدرسه‌ای روی آورد.

با مشخص شدن آزار رسانی وی به ۵ کودک در بغداد، علی اصغر محکوم به ۹ سال حبس شد. وی از سن ۲۷ سالگی برای در امان ماندن از دست پلیس و دادگاه، تصمیم گرفت بعد از تجاوز به طعمه‌های خود آنان را سر به نیست کند.

به این ترتیب وی تا پایان اقامت خود در عراق ۲۵ کودک و نوجوان را به قتل رساند.

به اعتراف خودش هنگامی که آخرین کودک را در بغداد می‌کشت توسط کودک دیگری دیده شد به همین علت به سرعت و برای همیشه از عراق فرار کرد و روانه ایران شد.

اصغر قاتل در مورد جنایاتش در عراق می‌گوید:

درعراق در قهوه‌خانه برادرم هر چه پول می‌گرفتم خرج اطفال می‌کردم. مدتی هم در مساجد، آجیل می‌فروختم و با اطفال رابطه برقرار می‌کردم تا این که به علت فریب دادن ۵ بچه از فرزندان متمولین آنجا و فریب دادن آنها، نه سال حبس کشیدم. پس از آزادی، از برادرم خواستم که برایم زن بگیرد ولی قبول نکرد. دیگرهمیشه با اطفال بودم تا این که یک شب یک شاگرد نجار به نام حسن را فریب دادم با پنج نفر دیگر به او تجاوز کردیم به خاطر همین دو سال حبس کشیدم و از طرف محکمه تحت نظر پلیس بودم. هر شب پلیس در خانه می‌آمد و بودن مرا در خانه کنترل می‌کرد، تصمیم گرفتم به هر پسری که تجاوز می‌کنم، او را به قتل برسانم در بغداد ۲۵ پسر را سر بریدم اغلب جنازه را در شط غرق می‌کردم، برخی را هم به قدری ماهر شده بودم که از سر بریدن هیچ آثاری نمی‌گذاشتم آخرین بچه را که می‌کشتم کودک دیگری مرا دید که من از همان‌جا به ایران فرار کردم.

با فرار از عراق به ایران، اصغر در کاروانسرای رضاخان در تهران ساکن شد و مشغول به کارهای دوره گردی و به‌ویژه بامیه فروشی شد.

اصغر قاتل

به این ترتیب، وی باز هم امکان تماس با کودکان و نوجوانان را پیدا نمود. طعمه‌های وی این بار بیشتر نوجوانان شهرستانی بودند که برای یافتن کار به تهران آمده بودند.

وی در مدتی کوتاه هشت نفر را در تهران کشت و جنازه‌های آن‌ها را در جنوب تهران رها ساخت. کشف جسدهای مثله شده این نوجوانان در کوره‌ها و قنات‌های منطقه شترخان باعث ترس و وحشت فراوان در تهران شده بود.

دهم دیماه ۱۳۱۲ در یک قلعه خرابه در بیابان شترخان در جنوب تهران، چوپان نوجوانی سر بریده شدهٔ کودکی را می‌یابد و سراسیمه این خبر را به اهالی روستای نجف آباد در همان نزدیکی می‌رساند.

مأموران اداره تامینات (آگاهی) تهران با حضور در محل جسد کودک و نیز دو جسد دیگر را می‌یابند که همگی کمتر بیست سال سن داشته و در دو هفته گذشته کشته شده بودند.

در بیست و سوم بهمن همان سال در فاصله کمتر از دوماه، جمجمه جوان دیگری در میدان جلالیه (پارک لاله) پیدا می‌شود اما تلاش برای یافتن جسد وی بی نتیجه می‌ماند. پنج روز بعد جنازه فردی سی ساله در قنات امین‌آباد منطقه دولت‌آباد کشف می‌شود که بدون سر می‌باشد.

با ایجاد جو رعب و وحشت در تهران، پلیس (نظمیه) و دادگستری (عدلیه) به تلاش جدی برای یافتن سرنخی از قتل‌ها مشغول می‌شوند.

سردار تیمورخان، مفتش باتجربه تامینات تهران مأمور پیگیری قتلهای زنجیره‌ای در جنوب تهران شد.

مأموران با اجیر کردن چند چاه کن، به تلاش خود برای یافتن جسد یافت شده در قنات ادامه دادند.

آنها در روز پنجشنبه ۱۰ اسفندماه ۱۳۱۲ در حوالی چاه‌های قنات امین آباد، به مردی میانسال در بیابان برخوردند که یک پیت حلبی و یک پشته حمالی همراهش داشت.

مأموران از وی و شغلش می‌پرسند. وی ادعا کرد که بامیه فروش است و پیت هم ابزار کار اوست.

مأموران در ابتدا به وی شک نکردند اما با تفتیش پیت متوجه لباس‌های خونین و یک کارد خونین می‌شوند.

وی ادعا می‌کند که پیراهن و شلوار را از بازار حرم عبدالعظیم خریده و کفش و کلاه را یافته‌است. پیت و سینی و بقیه چیزها هم وسایل کار اوست.

اما مأموران از پاسخ وی قانع نشده و به این ترتیب مرد بامیه فروش دستگیر و برای استنطاق به کمیسری و سپس به تامینات تهران برده می‌شود به این ترتیب اصغر قاتل دستگیر می‌شود.]

مأموران به محل زندگی علی اصغر در کاروانسرای رضاخان می‌روند و با پرس و جو از همسایه‌ها متوجه می‌شوند شب پیش از آن پسر بچه‌ای که علی اصغر وی را برادر خود معرفی می‌کرده، شب را در اتاق او خوابیده‌است.

آن‌ها لباس‌های به دست آمده را شناسایی و متعلق به همان نوجوان معرفی می‌کنند.

پس از چند سری بازجویی علی اصغر اقرار می‌کند که لباس‌ها مربوط به نوجوانی است به نام علی است که اصغر در ابتدا برای وی سینی و بامیه خریده تا در کنار او کار کند اما با گریختن وی، اصغر مجدداً وی را یافته و پس از تجاوز، وی را به قتل رسانده‌است.

در نهایت علی اصغر به انجام هشت قتل در ایران و بیست و پنج قتل در عراق و تجاوز به مقتولان و دیگر کودکان اقرار کرد.

دادگاه اصغر که اکنون دیگر به اصغر قاتل مشهور شده بود، در خرداد و تیرماه ۱۳۱۳ تشکیل شد. جرم وی تجاوز و قتل ده‌ها کودک و نوجوان ذکر شد.

سرانجام دادگاه وی را به نه سال حبس و نیز اعدام محکوم کرد که با اعتراض علی اصغر، رای به دیوان عالی تمیز رفت که در آنجا نیز حکم وی مجدداً تأیید شد. علی اصغر در توجیه جنایت‌های خود گفت:

این‌ها یک عده بی پدر و مادر هستند؛ بی سروپا و خوشگل‌اند. وقتی که ریش آن‌ها درآمد، دزدی می‌کنند. من با این‌ها دشمنی دارم. این‌ها دشمن مملکت هستند. به این جهت آن‌ها را کشته‌ام. من در خارجه که بودم از این‌ها خیلی بودند و خیلی از آن‌ها را کشتم. اینجا هم که آمدم، دیدم در اینجا هم هستند و آن‌ها را می‌کشتم.

سرانجام در سحرگاه روز چهارشنبه ششم تیر ۱۳۱۳ حکم اعدام وی در میدان توپخانه در جلوی تشکیلات نظمیه مملکتی اجرا شد. وی ابتدا شوخ و سر حال بود اما با مشاهده طناب دار در هم شکست و بنابر اظهارات حاضران گفت در صورت آزادی دو گوسفند برای قربانی نذر خواهد کرد. وی پس از فراخوانده شدن به سمت دار با اعتراض گفت: «من چند ولگرد و مجهول الهویه را کشتم، شما به‌خاطر آن‌ها مرا می‌کشید؟».

اعترافات وحشتناک او، باب بحث درباره لزوم آموزش اطفال در مواجهه با بیگانگان را داغ می کند.

چند روز بعد روزنامه اطلاعات نوشت: احساسات خشم آلود و عجیبی که میان اهالی طهران نسبت به علی اصغر بروجردی، قاتل ۳۳ نفر حکم فرماست، غیر قابل توصیف است.

در تمام محافل در سر هر گذر و داخل هر قهوه خانه و پشت میز هر مهمانخانه که چند نفر با هم ملاقات می کنند، گفتگویی به جز صحبت درباره اصغر بروجردی وجود ندارد.

برخی به قدری وجود کثیف و موحش او را غیر عادی و فوق العاده می دانستند که دماغ و مغز او را قابل تشریح در لابراتوارها می دانستند.

حتی در منابع تاریخی مطرح شده که یکی از مریضخانه های خارجی در طهران تقاضا داشته که نعش او را پس از مجازات به دست اطبای عالی مقام بسپارند تا مغز او را تشریح کنند.

وی در تاریخ ششم خرداد ۱۳۱۳ در تهران محاکمه و در ششم تیر ماه همان سال به دار آویخته شد. اصغر قاتل، عامل قتل بیش از ۳۳ پسر خردسال و نوجوان به عنوان اولین قاتل زنجیره‌ای ایران شناخته شده است؛ جنایات وی تنها به داخل کشور محدود نشد و تا کشورهای مرزی نیز پیش رفت.

اصغر قاتل

 

 

 

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.