فال حافظ چگونه باید گرفت و چقدر درست است؟

فال حافظ یکی از رسوم قدیمی در بین ایرانیان است که معمولاً در شب یلدا و یا موقع تحویل سال نو گرفته می‌شود.

دیوان شعر خواجه شمس الدین حافظ شیرازی از پر طرفدارترین کتبی است که در خانه اکثر ایرانی هایافت می شود.

ایرانیان برای تفنن و شاید برای تصمیم‌گیری با زدن فال به این دیوان فرصتی برای خواندن شعر و تفسیر آن به خیر و صلاح یا به شر و ناصواب پیدا می‌کنند.

در برخی از خانواده‌ها، برای گرفتن فال حافظ، یک نفر از بزرگان خانواده یا کسی که بتواند شعر را به خوبی بخواند یا کسی که دیگران معتقدند به اصطلاح «خوب فال می‌گیرد»، این کار را برایشان انجام می‌دهد.

در برخی دیگر از خانواده هر کس این کار را خود انجام می‌دهد، اما باید نتیجه فال را، که همان غزلی از غزلیات خواجه حافظ است، با صدای بلند برای همه بخواند.

فال حافظ

برای انجام این کار ابتدا نیت می‌کنند، یعنی در دل آرزویی می‌کنند.

سپس به‌طور تصادفی صفحه ای را از کتاب حافظ می‌گشاید و با صدای بلند شروع به خواندن می‌کنند.

همچنین مرسوم است هنگام فال گرفتن، فاتحه ای برای حضرت حافظ می‌خوانند و سپس کتاب حافظ را می‌بوسند، آن را به سینه می‌چسبانند و سپس آن را می‌گشایند و فال خود را می‌خوانند.

چگونه باید فال حافظ گرفت؟

آداب فال گرفتن با دیوان حافظ

فال حافظ اگرچه وحی منزل نیست و هیچ ضمانتی برای درست بودن آن وجود ندارد، اما از قدیم بین خانواده های ایرانی رواج داشته، مخصوصا در شب یلدا و عید نوروز.

فال حافظ گرفتن نیز آدابی دارد که به اختصار آنها را بیان می کنیم.

۱- نیت

نیت فال، مهمترین بخش ماجراست. خودتان باشید.

۲-  فاتحه
اگر جواب درستی از خواجه حافظ شیرازی می خواهید، لب بجنبانید و یک فاتحه برای خواجه بخوانید.

بعضی ها حتی نذر هم می کنند که مثلا اگر این فال گره از کارشان باز کند، برای مزار خواجه شمع ببرند، بعضی ها هم نبات می برند سر خاک خواجه و بین حاضران قسمت می کنند.

۳- قسم

نیت کردید، فاتحه هم دادید، حال موقع قسم دادن خواجه است تا توی رودربایستی بماند و یک جواب واضحی به شما بدهد.

معمولا صیغه قسم به این صورت جاری می شود:

«ای خواجه حافظ شیرازی، تو که دانای هر رازی، آینده ما را خوب بنوازی، به شاخ نباتت که بهش می نازی»

سپس روی دکمه زیر کلیک کنید

گرفتن فال حافظ

فال حافظ زدنت از پی دلتنگی کیست؟

ما که هر لحظه به یاد تو و دلتنگ توایم

هر ستاره یک نشان از غم و دلتنگی من

آسمان را بفرستم که بدانی همه جا یاد توام؟

فال حافظ چه اندازه درست است؟

برای بررسی اینکه بدانیم فال حافظ چقدر می تواند درست باشد باید به چند سوال جواب دهیم.

۱٫ خیلی دوست داریم کسی حرف دل ما را بفهمد.

۲. خیلی دوست داریم کسی حرف دل ما را بزند .

۳. خیلی دوست داریم کسی از راز رخدادهای اطرافمان پیش پیش آگاهمان کند .

۴. خیلی دوست داریم در زندگی برای بهتر تصمیم گرفتن و درست و به موقع انتخاب کردن راهنمای غیبی داشته باشیم .

۵. خیلی دوست داریم از آینده با خبر شویم .

۶. خیلی دوست داریم از احساسات دیگران نسبت به خودمان آگاه شویم .

۷. خیلی دوست داریم هنگامی که در یک غروب کسل کننده دلگیر و ناراحت نشسته ایم یکدفعه شادی مثل نور خورشید در قلبمان طلوع کند .

فال حافظ آنلاین

فکر می کنم هر کدام از موارد بالا می تواند عاملی باشد تا ما بخواهیم بدانیم نظر حضرت حافظ چیست؟ و یا ایشان چه راهکاری دارند؟ یا اینکه چه خبری به ما خواهند گفت؟ برای همین به سرعت می رویم سراغ دیوان حافظ و با روشهای مختلف حتی فال حافظ آنلاین می زنیم و بالاخره در یکی از ابیات یا مصراعها و یا حتی کلمات حس می کنیم که پاسخ خود و نظر جناب حافظ را دریافت کرده ایم .

اکنون جای این پرسشها است :

۱. به راستی جایگاه فال حافظ در منظومه ارتباطات انسانی ما کجا است ؟

۲. آیا حافظ واقعا خبری از غیب دارد ؟

۳. آیا حافظ راهنمای غیبی است ؟

۴.آیا حافظ به ما از آینده خبر می دهد ؟

۵. آیا حافظ ما را از سرنوشتمان آگاه می کند ؟

۶. آیا حافظ یک پیشگو است ؟

۷.آیا حافظ از پیوندهای حوادث با خبر است ؟

۸. آیا حافظ صلاح و مصلحت ما را می داند و می گوید ؟

اما پاسخ این است:

حافظ هیچکدام از تیپ هایی که در پرسشهای بالا مطرح شد نیست .

حافظ حافظ است . نه پیشگو نه راهنمای غیبی نه هدایت گر همه چیز دان و نه آگاه از پیوندهای انسانی و حوادث طبیعی و نه هیچ کس دیگری که درباره اش گمان کرده اند . حافظ یک عارف شاعر است .

حافظ یک شاگرد قرآن است . حافظ در اثر پیروی از مکتب عرفان و شاگردی در محضر قرآن و بهره گیری از شبهای دراز غم دوست به مقاماتی دست یافته است . حافظ را می توان با شاعران همترازش که با او در یک وادی سخن گفته اند شناخت . حافظ را می توان با ابن فارض مصری شاعر عشق الهی شناخت .

دیوان حافظ را می توان با دیوان ابن فارض بهتر درک کرد و فهمید .

بنده معتقدم همانطور که خداوند تعالی درباره قرآن می فرماید :

لا یمسه الا المطهرون همینطور هم درباره دیوان حافظ می توان گفت : لا یمسه الا المهذبون . هر کسی نمی تواند ابتدا به ساکن از اسرار و رموز عرفانی موجود در دیوان حافظ آگاه شود . نسبتی از تهذیب نفس و فکر لازم است تا با منظور شاعر اهل نظر آگاه شد .

هر چند که می پذیرم سطح برخی غزلها نازل و خارج از مقاصد عرف و عرفان و شرع است احتمالا آنها را به حافظ بسته اند . مرحوم شهید مطهری دیوان حافظی داشتند که میزان اهمیت هر غزل را در حاشیه اش نوشته اند و چاپ هم شده با عنوان : آیینه جام .

اما شاید پرسش مهمی مطرح شود با این عنوان : پس چرا بعضی فال ها درست به هدف می خورد و پرده از ربط حوادث با یکدیگر بر می دارد و دقیقا پاسخ نیت ها و ذهنیات ما می شود ؟و جالب است که این مورد ممکن است برای همه تقریبا یک باری اتفاق افتاده باشد . پس تکلیف ما با این اشارتهای بی نظیر و این نکته سنجیهای بی رقیب چیست ؟

اما پاسخ :

۱. فال حافظ یک ناموس کلی و قانون طبیعی مثل قانون جاذبه زمین است.

این پاسخ قابل پذیرش نیست . هر چند که ممکن است عارفان بزرگ بر قوانین طبیعی و ناموسهای کلی موجود در هستی آگاهی و احاطه داشته باشند بنابراین فال حافظ به طور کلی این خاصیت را ندارد که در هر لحظه ما را از نیتهایمان با خبر کند .

۲. فال حافظ به صورت جزیی و گاهگاهی دقیق از کار در می آید . در اینکه به شکل جزیی و نه اتفاقی فال حافظ درست در می آید شکی نیست و به تجربه اثبات شده و کتابها در این باره نوشته شده است . شاید بتوانیم بگوییم این خاصیتی که در این دیوان است به خاطر همنشینی حافظ با قرآن کریم باشد .

البته لازم به ذکر است خود قرآن کریم هم کتاب فال نیست بلکه کتاب هدایت است . اکنون چه اشکال دارد برای هدایت افراد هم

که شده فال حافظ در بعضی موراد بشود عامل و انگیزه ای برای راه یابی .همچنین امروز حتی در کشورهای غربی اعتقاد عجیبی

به وجود تدبیری در پس رخدادهای رومزه وجود دارد . کتاب معجزه های کوچک دقیقا درباره ارتباط حوادث و رخدادها به یکدیگر است که شاید بعدا در موردش مستقل صحبت کنم .

این تفکر خیلی نزدیک به تفکر قرآنی ما مسلمانان است که معتقدیم در این هستی هیچ جیز عبث و بیهوده و باطلی وجود ندارد.

همچنین به شانس و بخت اعتقاد نداریم که اینها بحثهای مفصلی دارند . اکنون خیلی عجیب و غیر منتظره نیست که گاه گاهی

فال حافظ خبر از این ارتباطات به ما بدهد . با ذکر یک مورد که درباره خودم اتفاق افتاده این بحث را به پایان می برم .چندین سال پیش نام استاد مرحوم جلال الدین همایی را شنیده بودم . اما از سرگذشت ایشان هیچ خبری نداشتم تا اینکه کتاب

فنون بلاغت و صناعات ادبی ایشان را مطالعه می کردم که ناگهان به ذهنم آمد این استاد بزرگ و از مفاخر اصفهان در

تخت پولاد به خاک سپرده شده است . شبی از شبهای زمستان سال ۸۹ بود . که قصد کردم بدون آگاهی از جای

مقبره ایشان به تخت پولاد بروم . یک دفعه به ذهنم آمد به حافظ هم مراجعه ای کنم و ببینم ایشان راهنمایی

می کنند یا نه . وقتی دیوان را گشودم غزل ۱۱۴ آمد :

همای اوج سعادت به دام ما افتد

اگر تو را گذری بر مقام ما افتد

حباب وار براندازم از نشاط کلاه

اگر ز روی تو عکسی به جام ما افتد

شبی که ماه مراد از افق شود طالع بود

که پرتو نوری به بام ما افتد

به بارگاه تو چون باد را نباشد

بار کی اتفاق مجال سلام ما افتد

چو جان فدای لبش شد خیال می‌بستم

که قطره‌ای ز زلالش به کام ما افتد

خیال زلف تو گفتا که جان وسیله مساز

کز این شکار فراوان به دام ما افتد

به ناامیدی از این در مرو بزن فالی

بود که قرعه دولت به نام ما افتد

ز خاک کوی تو هر گه که دم زند حافظ

نسیم گلشن جان در مشام ما افتد

عجیب وقتی به گلستان شهدا رسیدم به طرز جالبی به مقبره ایشان راهنمایی شدم . اکنون شما ببینید چگونه غزل حافظ

اشاره ای به آنچه در نیت بنده بود کرده است . قصد زیارت مرحوم همایی را داشته باشی و ابتدای غزل با نام او اغاز

شود و در پایان هم صحبت از خاک کوی شود . واقعا شگفت است . والسلام

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

32 + = 34