نقد و بررسی فیلم کلاغ سفید The White Crow 2018

کلاغ سفید The White Crow 2018

نام فیلم جدید کارگردان روسی ، رودولف نوریف ، The White Crow ، یک عبارت روسی به معنای “پرنده نادر” است و یا عنوان دیگری از فیلم باله نسبتا جدید ، Black Swan را یدک می کشد. که بیوگرافی نیویور را در زمان فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی روایت می کند.

مشکل فیلم ، که به کارگردانی رالف نویرف کارگردانی شده‌ است، این است که پرنده نایاب خود را در قفس معمولی قرار می‌ دهد. چه چیزی انفجار شخصیت او را به عنوان یک معلم در فیلم توضیح داد؟ فقر دوران کودکی او؟ سرکشی او علیه پدرش؟

رودولف نوریف مشهور در سن ۲۳ سالگی به دلیل تحت فشار قرار گرفتن توسط مطبوعات به غرب فرار کرد ، این حرکت در  این لحظه که تحت فشار مطبوعات به عنوان “جهش بزرگ به آزادی” در فرودگاه پاریس در سال ۱۹۶۱ بود ، ضربه‌ ای مهلک به کمپین اتحاد جماهیر شوروی بود تا برتری فرهنگی خود را نشان دهد.

اما کلاغ سفید قبل از مشهور شدن نویرف را به تصویر می کشد درست زمانی که یک رقاص باله بود و در سن های کوچک برنامه اجرا می کرد.

اگر شما فیلم رقص نورایو واقعی را دیده اید، The White Crow عمدتا غیرقابل اجتناب است. این تنها زمانی نیست که اعتبار بسته شود، زمانی که یک کلیپ لرزان کوتاه و کوتاه از واقعی نورایو در حال حرکت را می بینیم، ما این نقطه را می بینیم. این نقص همان عنصر مایکل مان است.

مشکل دیگر این است که اسطوره داوید هیر ، نمایشنامه نویس است، که به هیچ وجه پایه ای را در تلاش برای پیوند داده های زندگینامه نورونی با شخصیت او پیدا نمی کند. هارو بخشی از زندگینامه جولی کوانگ در سال ۲۰۰۷ را درمورد رقصنده در رشته های زمان بندی رقابت تطبیق داده است: این کنسرت در ماه می می شود بین ماه های مه و ژوئن سال ۱۹۶۱ ، زمانی که نوئیر با استعداد کوروا در اپرای پاریس اجرا کرد.

تصمیمات درمورد طرح زبان فیلم مطمئنا بی برنامه بوده ، زیرا صحنه های در روسیه هستند مردم به زبان روسی صحبت می کنند که با زیرنویس در فیلم به نمایش می آید ، اما صحنه هایی که در فرانسه هستند مردمش به زبان اینگلیسی حرف می زنند که یک اشکال غیر قابل بخشش به شمار می رود .

لحظات امیدوار کننده نیز در فیلم وجود دارد. شما بعضی از تخیل جوانی هنری نویری را درک می کنید: نوئیر به حرکات خود درمی آید که از یک نقاشی در لوور و یا برخی از شعله های زنانه پس از ابتلا به یک سر و صدا از سبک فلوئز استفاده می کند.

در این فیلم از فلاش بک های مناسبی استفاده شده است و کاملا به داستان فیلم مربوط می باشد و با جایگذاری دقیق این فلش بک ها توسط کارگردان فیلم بسیار در این قسمت ها خوب ظاهر شده ات.

دوربین و فیلتری که برای فیلمبرداری استفاده شده با فلش بک زدن سیاه و سفید می شود و فیلم های سال ۱۹۵۵ را یاد آوری می کند. اما همه این ها مثل یک تاریخچه ی جزئیات تصادفی ، به جای تشکیل یک داستان معنی دار ، احساس می شود. این عمل به طور قابل توجهی در ۲۰ دقیقه پایانی فیلم بهبود می یابد ، زمانی که فیلم به طور خلاصه تبدیل به یک هیجان فرار می شود.

در اینجا ، ویرایش سریع تر و قانع کننده تر است و این تعادل با یک کمدی بی نظیر بین پلیس افسر فرانسوی و عوامل مأمور KGB متعادل است. در اینجای فیلم ، فیلم دقیق تر و دوست داشتنی وجود دارد ، نه بیوگرافی قطعی و غیر قابل تحسین ، اما شاید کمدی تیز و یا حتی بیشتر جسورانه باشد.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.