نقد و بررسی فیلم استکهلم ۲۰۱۸ ( Stockholm 2018 )

استکهلم

این فیلم همان طور که از نامش پیداست مربوط به استکهلم سوئد می باشد که در آن خلافکاری به نام لارس نیستروم در یکی از بانک های استکهلم دست به گروگان گیری می زند. و از پلیس خواسته هایی دارد که مهمترین آن ها آزاد کردن رفیق و همکارش از زندان های سوئد می باشد ، هنگامی که لارس با یکی از کارکنان بانک ارتباط نسبتا صمیمانه ای برقرار می کند و وضعیت هم رفته رفته وخیم تر می شود ، لارس به فکر تسلیم شدن می افتد.

ستاره اتان هاوک به عنوان یکی از دزدان دریایی ناسالم و ناومی رافا، یکی از گروگان هایش در استکهلم، یک فیلم تحت الشعاع شورای شش روزه بانک سوئد در سال ۱۹۷۳ است که نام “سندروم استکهلم” را به ما نشان داد.

این عبارت به شرایط مربوط به اختلال پریشانی پس از ضربه اشاره دارد، که در آن گروگان اسیر کنندگان خود را به عنوان یک استراتژی بقا در نظر می‌ گیرند. معروف‌ ترین قضیه این است که پتی هرست ، وارث ربوده‌ شده که بعدا به جرم شرکت در یک سری جنایات محکوم شد.

آخرین فیلم از کارگردان کانادایی ، رابرت بادرئو ، که قبلا با “هاوک” در فیلم ” بیکر آبی” به دنیا فیلمسازی شناخته شده بود . فیلم استکهلم می باشد. براساس یک داستان احمقانه اما واقعی” که اساسا از ما خواسته‌ است تا استخوان‌ های خنده‌ آور ما را هماهنگ کنیم. اگرچه فیلمی که به دنبال آن می‌ آید به شدت متناقض است و نه به طور خاص مضحک و طنز است و نه جدی و جنایی. این یک سرنخ به مدل آرمانی آن ، کارتیوالیزه سیدنی لومت ۱۹۷۵ کلاسیک، روز بعد از ظهر سگی

لارس نیستروم ، یک دزد ، متولد سوئد و آمریکایی است ، هاوک کانال های هنرمند هیپی بیکر دنیس هپپر در فیلم Easy Rider ، پوشیدن کلاه کابوی ، سایه های آبی رنگ ، کاپشن دوچرخه سواری و مو های بلند است که به نظر می رسد کلاه گیس است. مدت کوتاهی پس از شروع فیلم ، او به سمت کردیت بانک حرکت می رود ، یک سلاح را در دست داشته و تیر هوایی شلیک می کند و همه کارمندان را به جز دو زن به خارج از بانک می فرستد .

یکی از زنان ، بیانکا لیند ( با عینک های سایز بزرگ ) باعث زنگ هشدار می شود ، دقیقا همان چیزی است که نیستروم می خواست. هدف او وادار کردن مقامات به آزاد کردن رفیقش گنار سورنسون (مارک استرانگ) قبل از گرفتن پول است.

به زودی مذاکرات میان لارس ، سرپرست کلیشه ای اسکاندیناوی ، ماتسون ( کریستوفر هیردال ) و اولوف پالمه (Shanti Roney) ، نخست وزیر ، صورت می گیرد. ما به شوهر محترم و خوش تیپ بیانکا (Thorbjørn Harr) معرفی شده ایم ، که او مجاز به صحبت کردن به اندازه کافی بلند است تا به او بگویید که چگونه ماهی را برای شام بچه ها بپزید.

همراه با بیانکا ، گروگان‌ ها عبارتند از کلارا (به آ سانتوس) و الوو (مارک راندل) که در یک اتاق پشتی مخفی شده‌ اند ، اگر چه اهداف دراماتیک آن‌ ها قابل‌ چشم‌ پوشی است. به زودی ، گروهی از افراد مسلح و گروگان‌ ها در یک دخمه گیر افتاده‌ اند و با یک نبرد از دست دادن ماموران پلیس مبارزه می‌ کنند.

با توجه به علاقه حضار. لارس یک حقه در آستین دارد: قتل ظاهری بیانکا که پلیس ها را مجاب کند که او در درخواستش مصمم است.

در اینجا دو صحنه ظریف وجود دارد، چون لارس ، اجازه دفاع از خود را می‌ دهد ، به عنوان یک احمق بی گناه مطرح می‌ شود و بیانکا به مهربانی بی تزویر پاسخ می‌ دهد. جذابیت آن‌ ها ممکن است فراتر از فاصله و ترس نباشد اما یک یادداشت کوتاه و معتبر است. ای کاش می‌ توانستی این بازیگران را در یک داستان عاشقانه تماشا کنی ، به جای آن که یک داستان خنده‌ دار و مضحک را تعریف کنی.

استکهلم کارگردان و نوشته رابرت بادرئو . بازیگران ایتان هاوک ، نوامی رافا ، و مارک استرانگ.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.