پله پله تا ملاقات خدا می روم از حمیرا

پله پله تا ملاقات خدا می روم بی تحمل سوی عرش کبریا می روم از برکت نور عشق ببین تا کجا، تا کجا ، تا کجا می‌رومباد صبا که می‌شود هر نفسش مشک‌فشان حکایت از عشق کند آورد از دوست نشان عطر گلستان و چمن پر شده در خیال من مستی…

جاده های شمال محاله یادم بره ازحمیرا

سبزه و جنگل دریا و ساحل کی میره از یادکی میره از دل وای که چقدر خاطره ها قشنگه دلم واسه اون زمونا چه تنگهگذشته های دور من واسه من یه خواب و خیاله خیاله قشنگترین خاطره ها همه از شماله شماله شماله خاطرات شمال محاله یادم بره آن همه…

دل از این عمر شیرین بر نگیرم | سرود زندگانی از داریوش

طبیبان را ز بالینم برانید مرا از دست اینان وارهانید به گوشم جای این آیات افسوس سرود زندگانی را بخوانیددل من چون پرستوی بهاریست از این صحرا به آن صحرا فراریست دل عاشق گریبان پاره خوش تر به کوی دلبران آواره خوش تر غم دل…

یه بهار و دو بهار و تا حالا گذشته ده بهار از بانو حمیرا

تو رو هرگز ندیدن میدونی که سخته عزیزم دست من نیست به خدا بی اختیار اشک میریزم یه بهار و دو بهار و تا حالا گذشته ده بهار دنیا داد میزنه دیگه بسه انتظار، دیگه بسه انتظارشاید که امشب به طلوع صبح فردا نرسه شاید این تشنه خسته پا به دریا…

شب بلند و دل من در تب و تابه وای از حمیرا

شب بلند و دل من در تب و تابه وای لحظه هام همه پر از حسرت خوابه وای ذره ذره دل من آب میشه تو سینه آرزوی دیدنت مثل سرابه وایبیا و ستاره ای تو آسمونم باش بیا و چلچله شیرین زبونم باش مهربون من بیا و همزبونم باش من بلا رو دوست دارم…

راهم از تو دوره دوره تو بگو چه کنم از حمیرا

راهم از تو دوره دوره دل من مگه سنگ صبوره تو بگو چه کنم دیگه پر شده کاسه صبرم بی تو بغضی در دل ابرم تو بگو چه کنمبا غم فردا تو بگو چه کنم خسته و تنها تو بگو چه کنم آه تا بودم تنها با غمها بودم آه شبها با یادت در رویا بودم آه من…

بذار بگن دیوونتم آره دیوونتم من از حمیرا

بذار بگن دیوونتم آره دیوونتم من نشکن منو به سنگ غم چراغ خونه تم منبذار بگن دیوونتم آره دیوونتم من نشکن منو به سنگ غم چراغ خونه تم من رشته ی امید و گسستن از تو عاشقی و مهر و محبت از من قهر و جدایی با دل من از تو این همه طاقت از من…

هوا هوای عشقه خدا خدای عشقه صداش صدای عشقه از حمیرا

دلم در انتظاره تو سینه بی قراره میخوام دوستت دارم رو بهت بگم دوباره هوا هوای عشقه آخ خدا خدای عشقه می لرزه دل تو سینم صداش صدای عشقهمی لرزه دل تو سینم صداش صدای عشقهبیا که من جدا ز تو نمیرم دیوونتم عاشقتم اسیرم بیا که بی تو…

چه خوشم که امشب تو جمع عاشقونم از بانو حمیرا

شاد و خندان اومدم به جمع یاران اومدم واسه دیدن شما راه فراوان اومدم به گلستان اومدم به باغ و بستان اومدم به تماشای گل روی عزیزان اومدمچه خوشم که امشب تو جمع عاشقونم دلم میخواد همیشه با شماها بمونم چه خوشم که امشب همدم عاشقونم…

من از اونام که عشقم تو راه عشق فدا بشم

من از اونام که عشقم تو راه عشق فدا بشم دستی بکش روی سرم که عاشق نوازشم من از اونام که با کسی اگه که هم نفس بشم فرقی برام نمی کنه زندونی قفس بشمدل که بهت سپردم برات قسم که خوردم دیدی که راست می گفتم وقتی که رفتی مردم وقتی که رفتی…

تا دنیا دنیا دنیاست عاشق دلسپردم از بانو حمیرا

بیا که با تو بار سفر ببنده این دل خدا نیاره اون روز تنها بمونه این دل تنها بمونه این دلبیا که خسته این دل از دست انتظاره هر جا که با تو باشم فرقی برام نداره فرقی برام نداره آخ فرقی برام نداره از چی داری می ترسی برات قسم که خوردم…

آهای شما که عاشقین حقیقتو به من بگین از حمیرا

آهای شما که عاشقین حقیقتو به من بگین حقیقتو به من بگین عاشق و معشوق کیه مقصد و مقصود چیه درد چیه دوا چیه عابد و معبود کیهبمیرم ای دل ای دل که آرامش نداری میسوزی و بجز از خدا خواهش نداری نشوندنت تو آتیش تا که بال و پرت سوخت…

بریز عطر نگاهتو به کامم از بانو حمیرا

بریز عطر نگاهتو به کامم که لبریز محبت شده جامم اگه از دگری بوسه بگیری تو حرومت اگه بر لب دیگر بزنم بوسه حراممخدا خواسته از اول که من مال تو باشم همیشه مثل سایه به دنبال تو باشم قسم بخور که هرگز رو عشقت پانذاری تا وقتی زنده هستم…

دل دیگه زاری نکن اشکامو جاری نکن از حمیرا

دل دیگه زاری نکن اشکامو جاری نکن آروم بگیر تو سینه رسم زمونه اینهعشق و تمنا نکن باز منو رسوا نکن فکر غرور خود باش خواهش بی جا نکن به جای زاری دعا کن که بیاد اگه نمیخواد دعا کن که بخواد برگرده خودش میدونه دنیای منه عشقو امید…

لیلای من کجایی از من خبر نداری با صدای سالار عقیلی

عشقم که رفته بر باد هرگز وفا ندارد این قصه با که گویم دردی که سینه دارد دردی که سینه داردعشقم که رفته بر باد هرگز وفا ندارد این قصه با که گویم دردی که سینه دارد دردی که سینه داردلیلای من کجایی از من خبر نداری چشمم به گریه…